صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

381

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

معنايى قرار مىدهند كه بدون آن زندگى او دچار پريشانى مىگردد و توازن خود را از دست مىدهد . اگر به آنها بگوييم در ابزار و تجهيزات پزشك كه آنها را به كار مىبندد ، چيزى بيهوده و بىخاصيّت وجود دارد ، و در كارخانه‌اى ابزارى بىخاصيّت وجود دارد ، به ردّ سخن ما مىپردازند و به ارائهء دليل پرداخته ، ثابت مىكنند كه هرچه نزد پزشك است و هرچه در آن كارخانه وجود دارد ، معنايى دارند كه به نقش خود مىپردازند . اگر تجهيزات پزشكى بيهوده و بىخاصيّت باشد ، هرگز پزشك در كمك به درمان موفّق نخواهد بود ، و اگر ابزار كارخانه‌ها و وسايل آن براى بازى و سرگرمى باشد ، شهرها از دستاوردهاى آن كه آدمى از آن بهره‌مند مىگردد ، سودى نمىبردند . اين چنين است وضع اشياء در طبيعت ، و اين‌گونه است وضع خود طبيعت . و هر محسوس و معقولى كه خداوند آفريده است براى حكمتى بوده و براى هدفى آفريده شده است . آدمى از حكمت وجودى برخى از اشياء آگاه مىگردد و در برخى از موارد هم توان شناخت آن را ندارد ؛ چگونه به خود اجازه مىدهد كه وجود آن را به عبث و بيهودگى متهم كند ، وقتى كه هدف و غايت وجود آن را نمىداند ؟ او كسى است كه به ما اجازه نداده است تا وجود وسيله‌اى از وسايل پزشك را به عبث و بيهودگى متهم سازيم ، وقتى نقش آن ابزار را در نزد پزشك نمىدانيم ! پس در وجود چيزى نيست ، مگر اين كه در قانون الهى داراى معناست : رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا « 1 » . حتّى عبث هم نزد معتقدانش ، حكمت و معنا دارد ؛ و آن حجاب چشم و گوش و قلب است كه بين خود و فهم و معرفت قرار مىدهند كه آنها را به مرحله‌اى مىرساند كه در آن مرحله از چهارپايان پايين‌تر و پست‌ترند . تعريف عبث نزد شريف جرجانى چنين است : « انجام دادن كارى كه بىفايده است . و گفته شد در آن هدف درستى براى فاعلش وجود ندارد . » و به اعتقاد راغب « هرآنچه كه هدفى درست نداشته باشد ، عبث گويند . » ما تأئيد مىكنيم و در اين مطلب اختلافى نداريم كه بسيارى از اشياء ، حكمت وجودىشان پيدا نيست ، امّا عقل إبا دارد از اين كه قانون دقيقى را كه تمام حيات را نظم مىبخشد ، به داشتن امورى بىفايده متهم سازد . حتّى يك‌بار هم اين

--> ( 1 ) - آل عمران ( 3 ) آيهء 191 : پروردگارا تو اين دستگاه با عظمت را بيهوده نيافريدى .